تبلیغات
ندای منتظران - مطالب شهریور 1391
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
وصیت شهدا
وصیت شهدا
نظرسنجی
ختم صلوات جهت تعجیل در ظهور و سلامتی مهدی فاطمه (س)








آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

جوان عزیز
خدا را شکر کنید که شما را از دوران حاکمیت دین خود بهره‌مند ساخته و جوانی شما را در چنین دورانی قرار داده است. از این سرمایه‌ی عظیم یعنی جوانی برای خودسازیِ علمی و فکری و روحی و جسمی استفاده کنید و مگذارید حتی یک ساعت از این بهار زندگی به هدر رود و صرف غفلت و لهو شود.
اراده‌ی خود را تقویت کنید، با قرآن و عبادت و دعا و کتاب انس داشته باشید،‌
ورزش روحی و جسمی را هم فراموش نکنید و این را به همه‌ی جوان‌های خوب و مؤمن بگویید.
والسلام علیکم
سیدعلی خامنه‌ای


لینک دوستان
نویسندگان
جستجو

لوگوی دوستان
کاربردی
Online User
مرتبط با : درس اخلاق , 

توحید، ریشه‌ای‌ترین مسأله اعتقادی

نگاهی به آنچه گذشت

بحث جلسات اخیر را با این هدف آغاز کردیم که زیربنای فکری محکمی را برای رفتارهای خود بیابیم؛ چراکه اگر انسان بخواهد برای رفتارهای خود معیاری صحیح و عقلانی داشته باشد و به خطا و اشتباه نیافتد و اعمال او برای وی پشیمانی به بار نیاورد لازم است زیربنای فکری محکمی داشته باشد.
 پیشنهاد ما برای رسیدن به این هدف، تفکر در هدف آفرینش انسان بود. به نظر می‌رسد بهترین راه برای نیل به این هدف این است که انسان به این موضوع بیاندیشد که برای چه آفریده شده و قوایی که خدای متعال در اختیار او گذاشته به چه منظور بوده است.

 یافتن پاسخ این پرسش به انسان کمک می‌کند تا راه به‌کارگرفتن استعدادها و امکانات خدادادی را بیابد. انسان با به‌کارگیری توانایی‌های خویش در راه هدف آفرینش، در حقیقت راه پشیمانی و حسرت را بر روی خود می‌بندد و زمینه را برای شکوفا شدن استعدادهای شگفت‌انگیز الهی خویش فراهم می‌کند.

حاصل بحث این شد که خدای متعال انسان را برای نیل به رحمت، کمال و فضلیتی آفرید که هیچ موجود دیگری را یارای درک آن مقام نیست.
 این مقام مراتبی خواهد داشت که قلّه آن را با عناوینی کلی همچون «مقام خلیفه ‌الهی» و «مقام قرب الهی» می‌شناسیم،

 اما حقیقت آن را هنگامی درک خواهیم کرد که به آن دست یابیم. راه کلی رسیدن به آن مقام هم تنها «بندگی خدا» است و هیچ راه دیگری ندارد. تنها شناخت کلی آن مقام و دانستن راه کلی رسیدن به آن، انسان را آن چنان که باید و شاید برای حرکت برای نیل به این هدف قانع و مصمم نمی‌کند و حتی اگر آن را باور کند و تصمیم بر حرکت هم بگیرد این امکان وجود دارد که در یافتن مصداق آن اشتباه کند.
 از این‌رو لازم است که ما شناخت‌های خود را مضاعف کنیم، به‌گونه‌ای که بدانیم این است و جز این نیست. توأم شدن این دو علم، در نفسْ اثر مطلوبی خواهد گذاشت. از حضرات معصومین صلوات‌الله‌علیهم‌أجمعین‌ نقل شده است که: ما همان‌گونه که باید توحید را بیاموزیم لازم است شرک را هم بیاموزیم تا در دام شرک نیافتیم و گرنه ممکن است مصداق توحید را با مصداق شرک اشتباه بگیریم.1

ادامه مطلب
توسط : منتظر | نظرات : نظر
جلسه یازدهم : از دروس اخلاق آیت الله مصباح یزدی ( دامت برکاته )

قرب خدا، ریشه همه خوبی‌ها

نگاهی به آنچه گذشت

بحث امسال را از این‌جا شروع کردیم که اگر ما بخواهیم در زندگی خویش رفتار صحیحی داشته باشیم و در دفاع از آن رفتار توانا باشیم و شبهاتْ موجب تردید ما نشوند باید سعی کنیم نظام ارزشی خویش را با استدلال محکم درک کنیم. از این رو بحث را از این‌جا شروع کردیم که:

اصولا اساس ارزش‌ها و خوبی‌ها چیست؟ برای این منظور به سراغ بحث هدف خلقت انسان از دیدگاه اسلامی رفتیم؛ چراکه ایده‌آل برای هر چیز این است که به هدفی برسد که برای آن منظور ساخته شده است.

آنچه ما را به رسیدن به آن هدف یاری کند فضلیت است و «خوب» شمرده می‌شود و آنچه ما را از آن هدف دور کند رذیله است و «بد» شمرده می‌شود. نتیجه بحث این شد که انسان برای رسیدن به مقامی آفریده شده که بهترین معرف آن این است که بگوییم:

مقامی نزدیک خداست و چیزی از آن بالاتر فرض نمی‌شود. این مطلب ساده‌ای نیست، بلکه تعلیمی است که فرستادگان الهی به خصوص پیغمبر اکرم و ائمه اطهار صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین به ما یاد داده‌اند تا بدانیم باید به کدام سمت وسو برویم. چنین هدایتی در هیچ مکتبی مطرح نشده و فقط در مکتب انبیاست.

اصل فضلیت‌ها و آنچه که همه ارزش‌ها از آن ناشی می‌شود تقرب به خداست و راه کلی رسیدن به این مقام هم بندگی خداست و راه دیگری ندارد.




ادامه مطلب
توسط : منتظر | نظرات : نظر

ssssvrn6s 300x225 مجموعه اشعار در وصف امام زمان (عج)


ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت

دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت

 مانند مرده ای متحرک شدم بیا

بی تو تمام زندگی ام در عدم گذشت

 می خواستم که وقف تو باشم تمام عمر

دنیا خلاف آنچه که می خواستم گذشت 

دنیا که هیچ,جرعه ی آبی که خورده ام

از راه حلق تشنه ی من مثل سم گذشت

 بعد از تو هیچ رنگ تغزل ندیده ایم

از خیر شعر گفتن,حتی قلم گذشت

 تا کی غروب جمعه ببینم که مادرم

یک گوشه بغض کرده,که این جمعه هم گذشت...

 مولا شمار درد دلم بی نهایت است

تعداد درد من به خدا از رقم گذشت

 ***

حالا برای لحظه ای آرام می شوم

ساعات خوب زندگی ام در حرم گذشت


شعر اقای برقعی



توسط : منتظر | نظرات : نظر