مرتبط با : درس های معنوی , 



تفاوتی که سوال شب اول قبر با سوالات اولین موقف قیامت دارد این است که سوال شب اول قبر در برزخ از کلیات عقاید است یعنی از اصل وجود خدا ، نبوت ،امامت.
 اما در قیامت سوالات جزئی تر است . مثلا اگر شما خدا را قبول داشتی ، آیا خدا را بعنوان رزاق قبول داشتی یا رزاق را کس دیگری می دانستی . یعنی اعتقادات ریز می شود.
 استاندارد یک مومن این است که خدا را در عالم همه کاره ، شفا دهنده،رزاق ،حکیم ، رب و ... بداند.

ما معمولا این ها را می دانیم ولی به آنها عمل نمی کنیم.
حدیث عنوان بصری برای این است که دانسته ها و ذهنیات وارد قلب ما بشود و با تمام جان بپذیریم که خدا مالک است. دانستن کفایت نمی کند. در اعتقادات زبانی ، وقتی زبان از کار می افتد، آن اعتقادات هم از کار می افتد . اعتقادات ذهنی هم درهنگام مرگ بخاطر هول مرگ کار نمی کند. پس در آنجا ملکات و جان انسان است که می ماند .

 اینکه ما می دانیم خدا رزاق و شفا دهنده است ،باید وارد قلب ما بشود .

 ما باید حرف خدا را از پیامبر بپذیریم و آنرا تصدیق کنیم ، بعد از پیامبر باید حرف معصومینی که شان پیامبر را دارند بپذیرم . برای اینکه این اعتقادات قلبی بشود انسان باید به آن عمل بکند. انسان وقتی خدا را مالک دانست دیگر بخل ندارد. وقتی انسانها خمس و زکات را نمی دهند یعنی خودشان را مالک می دانند و اعتقادات آنها قلبی نمی شود. حدیث عنوان بصری شیوه ی قلبی کردن اعتقادات است . البته دستورات دینی دیگر هم هست .
 ما دستورات صلاح دین را انجام می دهیم که اعتقادات مان محکم بشود. اگر اعتقادات وارد جانمان بشود و آنرا بپذیریم و در قلب ما نفوذ بکند، در قیامت می توانیم از موقف اعتقادات عبور کنیم . اعتقاداتی که وارد جان انسان می شود نباید شرک آلود باشد .
 یعنی اعتقاداتی که مربوط به فرهنگ دین نیست وارد وجود انسان نشده باشد . ممکن است که اعتقادات انسان طوری باشد که رگه های شرک یا خرافات در آن وجود داشته باشد .

شاهرگ حیات همه ی اعتقادات ولایت است که درموقف اول از آن سوال می کنند .

 ما کتاب الهی و وحی را مستقیم از خدا نگرفته ایم بلکه یک انسان معصومی آنها را گرفته و به ما رسانده است . اگر ما بخواهیم به خدا متصل بشویم باید تسلیم او باشیم و او را بپذیریم . باب رسیدن به خدا، معصوم است ، بعد از پیامبر اولیاء الهی هستند یعنی کسانی که خصوصیات پیامبر را دارند ، کتاب خدا را تبیین می کنند ، دین خدا را تشریع و از انحراف آن جلوگیری می کنند و دین خدا را اجرا می کنند . پس بعد از پیامبر بایداعتقاد به اولیا الهی باشد . در روایات داریم که از مسئله ی ولایت سوال می شود .

در سوره صافات آیه 24 داریم : آنها را نگه دارید تا از آنها سوال بشود . روایاتی داریم که از ولایت امیرالمومنین سوال می کنند . یعنی از میزان ولایت پذیری سوال می کنند . در سوره تکاثر آیه آخر می فرماید : خدا در قیامت از نعمت می پرسد . روایاتی داریم که مهمترین نعمت، ولایت اهل بیت است . اگر این نعمت نبود شما راهی به خدا نداشتید .

شیطان می خواست بدون سجده به آدم معصوم ،به مقاماتی برسد ولی نرسد با آن همه عباداتی که داشت. پس ما بدون اهل بیت به بهشت نمی رسیم .

پیامبر فرمود : وقتی بهشتی ها می خواهد وارد بهشت بشوند ، کوبه ی بهشت از یاقوت سرخ است و روی صفحه ی طلا می خورد و طنین آن یا علی است . علامه طباطبایی فرمود : وقتی شما در خانه ای را می زنید ، صاحب خانه را صدا می زنید ، صاحب بهشت علی و اولاد او هستند .

 در جلد هفتم بحارالانوار از پیامبر روایتی داریم : حضرت زهرا وارد صحنه ی محشر می شود و تلاطمی بر جمعیت محشر وارد می شود . خطاب می رسد : چشم هایتان را ببندید فاطمه می خواهد عبور کند . (این خطاب ،خطاب تکلیفی نیست بلکه خطاب واقعی است یعنی چشم ها فرو بیفتید .
 زیرا چهره ملکوتی حضرت زهرا می خواهد بروز بکند و هر چشم بهشتی در هر مرتبه ای نمی تواند آنرا ببیند) حضرت فاطمه در عرش الهی ظهور پیدا می کند .

حضرت پیراهن اباعبدالله را بلند می کند و از دشمنان و ظالمین اهل بیت شکایت می کند و بعد شروع به شفاعت انسانها می کند مثل مرغی که از زمین دانه جمع می کند تمام محبین و دوستان اهل بیت را جمع می کند . جز عده ی قلیلی که فقط به درد جهنم می خورند همه را به سمت بهشت می برند و در آنجا همه دعا می کنند که ای کاش از فاطمیون بودند . بعد از موقف اعتقادات موقف عمل است که اولین آن نماز است .

انشاء الله که ما بتوانیم زیر سایه ی اهل بیت ،اعتقادات و اعمال مان را از این مواقف عبور بدهیم .ژ

منبع : سمت خدا - حجت الاسلام والمسلمین عالی